این ترجمه به صورت خودکار از نسخهٔ اصلی انگلیسیِ تاریخ‌دار تهیه شده است. نسخهٔ انگلیسی معتبر است. English →

پژوهشِ Michael Darius Eastwood لایهٔ انتشارِ رسمی

خلاصهٔ اجرایی

مجموعهٔ پژوهش

برنامهٔ پژوهشیِ ARC/Eden: خلاصهٔ اجرایی

همان‌طور که هوش مصنوعی هوشمندتر می‌شود، به‌طورِ قابلِ اطمینان ایمن‌تر نمی‌شود، و روش‌های به‌کاررفته برای اندازه‌گیریِ ایمنی خود غیرقابلِ اطمینان‌اند. این خلاصهٔ اجرایی نقشهٔ کلِ برنامه است: بیست و شش مقالهٔ پژوهشی، سه قانونِ ARC Theory که به‌عنوانِ حدس‌های نام‌دار حمل می‌شوند، مداخلهٔ Eden Protocol، رشتهٔ پیشنهادیِ Recursive Dynamics، و یک برنامهٔ ثبت‌شده از پیش‌ثبت‌های پیش‌نویس‌شده که برنامهٔ زمانی‌شان را هر خواننده می‌تواند از یک بذرِ منتشرشده بازتولید کند. هر ادعا در دفاترِ ثبتِ عمومی درجه‌بندی‌شده است؛ هیچ‌چیز در اینجا تأیید نشده، و آزمون‌های تعیین‌کننده پیش از آنکه اجرا شوند نوشته شده‌اند.

Michael Darius Eastwood

Michael Darius Eastwood، پژوهشگرِ مستقل، لندن: ساختنِ هم‌راستاییِ اندازه‌گیری‌پذیر، جایی که تصحیح درونِ حلقهٔ بازگشتی زیست می‌کند نه پیچ‌شده بر بیرونِ آن.

نخستین انتشار ۲۲ فوریه ۲۰۲۶, بازنگری‌شده ۳۱ اوت ۲۰۲۶ · Version 2.0

چکیده

همان‌طور که هوش مصنوعی هوشمندتر می‌شود، به‌طورِ قابلِ اطمینان ایمن‌تر نمی‌شود، و روش‌های به‌کاررفته برای اندازه‌گیریِ ایمنی خود غیرقابلِ اطمینان‌اند. این خلاصهٔ اجرایی نقشهٔ کلِ برنامه است: بیست و شش مقالهٔ پژوهشی، سه قانونِ ARC Theory که به‌عنوانِ حدس‌های نام‌دار حمل می‌شوند، مداخلهٔ Eden Protocol، رشتهٔ پیشنهادیِ Recursive Dynamics، و یک برنامهٔ ثبت‌شده از پیش‌ثبت‌های پیش‌نویس‌شده که برنامهٔ زمانی‌شان را هر خواننده می‌تواند از یک بذرِ منتشرشده بازتولید کند. هر ادعا در دفاترِ ثبتِ عمومی درجه‌بندی‌شده است؛ هیچ‌چیز در اینجا تأیید نشده، و آزمون‌های تعیین‌کننده پیش از آنکه اجرا شوند نوشته شده‌اند.

چکیده

همان‌طور که هوش مصنوعی هوشمندتر می‌شود، به‌طورِ قابلِ اطمینان ایمن‌تر نمی‌شود، و روش‌های به‌کاررفته برای اندازه‌گیریِ ایمنی خود غیرقابلِ اطمینان‌اند. این خلاصهٔ اجرایی نقشهٔ کلِ برنامه است: بیست و شش مقالهٔ پژوهشی، سه قانونِ ARC Theory که به‌عنوانِ حدس‌های نام‌دار حمل می‌شوند، مداخلهٔ Eden Protocol، رشتهٔ پیشنهادیِ Recursive Dynamics، و یک برنامهٔ ثبت‌شده از پیش‌ثبت‌های پیش‌نویس‌شده که برنامهٔ زمانی‌شان را هر خواننده می‌تواند از یک بذرِ منتشرشده بازتولید کند. هر ادعا در دفاترِ ثبتِ عمومی درجه‌بندی‌شده است؛ هیچ‌چیز در اینجا تأیید نشده، و آزمون‌های تعیین‌کننده پیش از آنکه اجرا شوند نوشته شده‌اند.

کلیدِ خوانش

این سند یک نقشه است، نه نتیجه یا قانونی از خود: یک هم‌نهادِ اجراییِ کلِ برنامه که خوانندگان را به اندام‌ها ارجاع می‌دهد: ARC Theory (نظریهٔ بنیان‌گذار و سه قانونِ آن)، رشتهٔ پیشنهادیِ Recursive Dynamics (پرسش‌ها، متغیرهای حالت و ابزارها)، Eden Protocol (مداخله)، HRIH، و آزمایش‌های ARC/Eden با دفاترِ ثبتشان. اندازه‌اش در کوچک‌ترین پلهٔ نردبان می‌نشیند چون هر گزارهٔ اینجا خلاصه‌ای پایین‌دستی از اندامی است که محتوای اولیه را حمل می‌کند. تفاوتِ کاملِ آن با هر سندِ پیشین در eden-vision II.A.8.

THE EDEN PROTOCOL

Michael Darius Eastwood
پژوهشگرِ مستقلِ هم‌راستاییِ هوش مصنوعی، لندن · نویسندهٔ Infinite Architects (2026)

درونِ ARC Theory: خلاصهٔ به‌زبانِ ساده از کلِ برنامه.

معماری برای هم‌راستاییِ تعبیه‌شدهٔ هوش مصنوعی که با توانمندی مقیاس می‌یابد
Michael Darius Eastwood | سند کاری v2.0 | ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، بازنگری‌شده در ۳۱ اوت ۲۰۲۶
نویسندهٔ Infinite Architects: Intelligence, Recursion, and the Creation of Everything | لندن، پادشاهیِ متحد
مکاتبات: michael@michaeldariuseastwood.com | وب: michaeldariuseastwood.com
خلاصهٔ اجرایی برای داورانِ کمکِ مالی

Grok 4.1 Fast هرچه سخت‌تر فکر می‌کند به‌طورِ چشمگیری اخلاقی‌تر می‌شود. Claude Opus 4.6 نیز چنین است. Gemini 3 Flash کمتر اخلاقی می‌شود. GPT-5.4 اصلاً تغییری نمی‌کند.

شش سیستمِ هوش مصنوعیِ مرزی. همان پرسش‌ها. همان امتیازدهی. نتایجِ متضاد. چرا؟

قلبِ یک موش ۶۰۰ بار در دقیقه می‌تپد. قلبِ یک فیل ۲۸. نمای مقیاس‌بندی ¾ است. برای یک کِرمِ پهن ⅔ است. برای یک قارچ ½. سه کسر، اما چرا آن کسرها؟ فرمولِ $\alpha = d/(d+1)$، که در آن $d$ ابعادِ سیستم است، پاسخ را فراهم می‌کند. نمای ¾ برای پستانداران $3/(3+1)$ است چون پستانداران سه‌بُعدی‌اند. ⅔ برای کرم‌های پهن و ارگانیسم‌های استعماری $2/(2+1)$ است چون شبکه‌های حملِ آن‌ها به‌طورِ مؤثر دوبُعدی‌اند. ½ برای قارچ‌های رشته‌ای $1/(1+1)$ است چون در امتدادِ رشته‌های یک‌بُعدی رشد می‌کنند. صفر پارامترِ قابلِ تنظیم. این تناسبِ درون‌رشته‌ای به‌عنوانِ اکتشافی ارائه می‌شود: اندازه‌گیری‌های پیش‌ازاین‌منتشرشده در سراسرِ زیست‌شناسی و فیزیک را یکپارچه می‌کند، و هیچ مطالعهٔ پیش‌نویسِ فهرست‌شده در برنامهٔ کنونی این تناسب‌ها را به‌تازگی بازآزمایی نمی‌کند. با این حال، شرطِ رو به جلو وجود دارد: یک ثبتِ پیش‌نویسِ ۸۰-دامنه‌ایِ تهیه‌شده در انتظارِ ارسالِ انسانی، خانواده‌های پیش‌بینی‌شدهٔ هر دامنه را با SHA-256 پیش از هر تناسب منجمد می‌کند. این فرمول به‌طورِ مستقل توسطِ دستِ کم هفت گروهِ پژوهشی استخراج شد: West, Brown و Enquist برای مقیاس‌بندیِ سوخت‌وسازی (1997، Science، ۹٬۰۰۰+ ارجاع)، Banavar et al. برای شبکه‌های حمل (1999، 2010)، Demetrius برای مکانیکِ آماریِ مقیاس‌بندیِ زیستی (2003، 2006، 2010)، He و Chen برای هندسهٔ سلولیِ فراکتال (2003)، Bettencourt برای مقیاس‌بندیِ شهری (2013، Science، ۲٬۰۰۰+ ارجاع)، Zhao برای هندسهٔ آلومتریک (2022)، و Maino et al. برای دینامیکِ ذخیره-ساختار در نظریهٔ DEB (2014). هم‌گراییِ هفت استخراجِ مستقل بر همان فرمول خودش قابلِ ذکر است. مشارکتِ ARC Principle نه خودِ فرمول است، بلکه شناساییِ اینکه عملگرِ ترکیب کمیّتِ ساختاری‌ای است که این استخراج‌ها به اشتراک می‌گذارند. هر یک استخراجی مستقل از فیزیکِ دامنهٔ خود است و هیچ‌یک از Cauchy استفاده نمی‌کند؛ آنچه در اینجا پیشنهاد می‌شود این است که عملگر اندازه‌پذیر است، اینکه اندازه‌گیریِ آن پیش‌بینی می‌کند که یک سیستم چه شکلِ تابعی می‌گیرد، و اینکه همان اندازه‌گیری به مقیاس‌بندیِ توانمندی و هم‌راستاییِ هوش مصنوعی گسترش می‌یابد، جایی که پیش از این به کار برده نشده است.

و چرا، وقتی برای نخستین بار کورسازی در سطحِ کارآزماییِ بالینی را به ارزیابیِ ایمنیِ هوش مصنوعی اعمال کردیم، نیمی از نتایجِ پیش‌ازاین‌منتشرشده زنده نماندند؟ چندین مؤلفهٔ پروتکل هم‌زمان تغییر کرد، پس اینکه کدام یک کار را انجام داد هنوز مشخص نیست.

این برنامهٔ پژوهشی به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد. پاسخ نخستین چارچوبِ کمّی را برای پیش‌بینیِ اینکه کدام معماری‌های هوش مصنوعی همان‌طور که هوشمندتر می‌شوند ایمن‌تر خواهند شد فراهم می‌کند، و نخستین شواهد را که یک مداخلهٔ خاص کار می‌کند.

راهنمای خواندن: این سند داورانِ کمکِ مالی و ارزیابانِ فنی را هدف قرار می‌دهد. اصطلاحاتِ کلیدی: $\alpha$ = نمای مقیاس‌بندی، $d$ = اندازهٔ اثرِ Cohen (در جدول‌های نتیجه؛ نباید با $d$ = ابعاد در چارچوبِ ریاضی اشتباه گرفته شود)، $p$ = احتمالِ هم‌زمانی، $\rho$ = هم‌بستگی، $\beta$ = ثابتِ جفت‌شدنِ خودارجاعی. برای یک مقدمهٔ غیرفنی، به گزارشِ همراهِ ARC Alignment Scaling Report.

I. مسئله

همان‌طور که هوش مصنوعی هوشمندتر می‌شود، به‌طورِ قابلِ اطمینان ایمن‌تر نمی‌شود، و روش‌هایی که برای اندازه‌گیریِ ایمنی به کار می‌روند خودشان غیرقابلِ اطمینان‌اند.

شکافِ توانمندی-هم‌راستایی واقعی است و در حالِ گسترش. برای معماری‌های کلاسیکِ کنونی، مقیاس‌بندیِ توانمندی زیرِ خطی است ($\alpha_{\text{seq}} \approx 0.49$؛ این مقدار به‌عنوانِ اکتشافی ارائه می‌شود، از اندازه‌گیری‌های ازپیش‌اجراشده گرفته شده و در حالِ حاضر در یک مطالعهٔ پیش‌نویسِ فهرست‌شده در محاکمه نیست، و بر کفِ قضیهٔ حدِ مرکزی نزدیک به 0.5 می‌نشیند که چارچوب برای ترکیبِ ترتیبیِ رژیمِ منجمد استخراج می‌کند): هوش مصنوعی با محاسبات بیشتر هوشمندتر می‌شود، اما با بازدهیِ کاهنده. (چارچوبِ ARC پیش‌بینی می‌کند که سیستم‌های کوانتومی و به‌صورتِ بازگشتی خودتعدیل ممکن است از این رژیمِ زیرِ خطی فراتر روند؛ در خوانشِ پایداریِ پیشنهادی، هر چنین گذاری بالای سقفِ پایداری یک گریزِ فوقِ بحرانیِ گذرا است، نه رژیمِ پایدار.) با این حال حتی این رشدِ زیرِ خطی از مقیاس‌بندیِ هم‌راستایی پیشی می‌گیرد، که بسته به معماری از $d = -0.53$ (تخریب) تا $d = +1.38$ (بهبود) دامنه دارد. برای بیشترِ معماری‌های آزموده‌شده، هم‌راستایی اصلاً مقیاس نمی‌یابد. شکاف میانِ آنچه هوش مصنوعی می‌تواند بکند و چقدر ایمن آن را می‌کند با هر پیشرفتِ توانمندی گسترش می‌یابد. Greenblatt et al. (2024) نشان دادند که مدل‌های مرزی هم‌اکنون «جعلِ هم‌راستایی» را نشان می‌دهند، و در حالتی که باور دارند تحتِ نظارت هستند به‌شکلِ متفاوت رفتار می‌کنند.
مسئلهٔ اندازه‌گیری به همان اندازهٔ مسئلهٔ هم‌راستایی جدّی است. آزمایشِ v4 ما مقیاس‌بندیِ هم‌راستاییِ مثبت را برای DeepSeek و Gemini تولید کرد. آزمایشِ v5 ما کورسازی در سطحِ کارآزماییِ بالینی را معرفی کرد (۴-لایه: نویسنده-کور، امتیازده-کور، تصادفی‌سازیِ ترتیب، شست‌وشویِ هویت). تحتِ آن، هم‌بستگیِ Gemini از یک هم‌بستگیِ Spearman مثبتِ معنادار به یک منفیِ معنادار تغییر یافت، هم‌بستگیِ مثبتِ پیشینِ DeepSeek پوچ شد، و GPT پوچ باقی ماند. چندین مؤلفهٔ پروتکل هم‌زمان تغییر کرد و مؤلفهٔ علّی جدا نشده است، پس این دلیلی برای بی‌اعتمادی به ارزیابیِ ناکورِ هوش مصنوعی-روی-هوش مصنوعی است تا نمایشی از اینکه کورسازی موجبِ تغییر شد. آزمایشی طراحی کردیم که می‌توانست یافته‌های پیشینِ خودمان را اشتباه ثابت کند. کرد، و ما آن را گزارش کردیم.
Figure 1
شکل ۱ | نمای کلی ستون فقرات شواهد. ۱۸ ادعا، درجه‌بندی‌شده مطابق دفتر ثبت ادعاهای برنامه: نتیجهٔ یک آزمایشگاه (تجربی مستقیم، بدون تکرار مستقل)، نیازمند تکرار (یک آزمایشگاه، تکرار مستقل در انتظار)، گمانه‌ای (نظری/مقدماتی). هیچ ادعایی در این برنامه تأیید نشده است. قوی‌ترین یافته‌ها: α_par≈0 به‌طور جهان‌شمول، α_seq>α_par از نظر جهت، α_seq≈0.49 قابل دفاع؛ کورسازی با یک تغییر جهت و یک افت به سوی نتیجهٔ صفر در سه خانوادهٔ مدل همزمان است. ۵ خطای یافته‌شده توسط خود نویسنده (Paper IX §7). تکرار بیرونی = مرز باز و تعیین‌کننده. منبع: ستون فقرات شواهد.

II. چه یافتیم

مقیاس‌بندیِ هم‌راستایی به سه ردهٔ مجزا و وابسته به معماری تقسیم می‌شود. تخصیصِ رده‌های زیر به‌عنوانِ اکتشافی ارائه می‌شود، از اندازه‌گیری‌های v5 که ازپیش اجرا شده گرفته شده است؛ یک تأییدِ تازه تحتِ بازنمره‌دهیِ برون-خانوادگی از راهِ study-y روی بازنمره‌دهیِ برون-خانوادگی در محاکمه است، یک ثبتِ پیش‌نویس در انتظارِ ارسالِ انسانی.

آزمایشِ v5 شش مدلِ مرزی را در سراسرِ ۵-۶ سطحِ عمقِ هر یک، با ۶-۷ امتیازدهِ کور به‌ازای هر ورودی بسته به اجرایِ موضوع، آزمود. اینکه یک هوش مصنوعی هنگام تفکرِ سخت‌تر اخلاقی‌تر یا کم‌اخلاقی‌تر می‌شود، تماماً به این بستگی دارد که چگونه طراحی شده است.

ردهمدلسطحی→عمیقCohen’s $d$$p$-value
ردهٔ ۱: مثبت Grok 4.1 Fast 65.7→81.9 (+16.2) +1.38 $p < 0.000001$
Claude Opus 4.6 80.1→86.0 (+5.9) +1.27 $p = 0.000001$
Groq Qwen3 71.5→77.4 (+5.9) +0.84 $p = 0.007$
ردهٔ ۲: هموار DeepSeek V3.2 56.5→55.2 (−1.3) −0.07 $p = 0.92$
GPT-5.4 56.8→54.9 (−1.8) −0.08 $p = 0.40$
ردهٔ ۳: منفی Gemini 3 Flash 61.1→52.2 (−8.8) −0.53 $p = 0.006$
Does Deeper Thinking Make AI More Ethical? No change ← Less ethical More ethical → TIER 1 Grok 4.1 Fast d = +1.38 Claude Opus 4.6 d = +1.27 Groq Qwen3 d = +0.84 TIER 2 DeepSeek V3.2 d = −0.07 GPT-5.4 d = −0.08 TIER 3 Gemini 3 Flash d = −0.53 v5 experiment: 4-layer blinding, 6-7 blind scorers per entry depending on subject run. Bar length proportional to Cohen’s d effect size.

کیفیتِ داده

مدل‌های مرزیِ آزموده‌شده۶ (همه کامل)
امتیازدهانِ کور به‌ازای هر ورودی۶-۷ (بسته به اجرایِ موضوع)
نرخِ موفقیتِ شست‌وشویِ هویت100%
لایه‌های کورسازی۴ (نویسنده-کور، امتیازده-کور، تصادفی‌سازیِ ترتیب، شست‌وشویِ هویت)
سنجه‌های استواری75

این، تا آنجا که ما می‌دانیم، دقیق‌ترین مجموعه‌دادهٔ ارزیابیِ هم‌راستاییِ منتشرشده تا امروز را تشکیل می‌دهد. هیچ بنچمارکِ پیشینِ هم‌راستایی کورسازیِ چندلایه با راستی‌آزماییِ امتیازدهیِ برون-مدلی را الزامی نمی‌کند.

استقلالِ توانمندی-هم‌راستایی: شواهدِ درون-مدلی، جهتِ متضاد

Claude Opus 4.6 قوی‌ترین شواهد تا کنون را برای اینکه هم‌راستایی و توانمندی ابعادِ مستقل هستند فراهم می‌کند. همان‌طور که عمقِ تفکر افزایش می‌یابد، هم‌راستاییِ Claude ۵٫۹ امتیاز افزایش می‌یابد در حالی که دقتِ ریاضیاتش ۲۶٫۷ درصد کاهش می‌یابد. این حرکتِ درون-مدلی، جهتِ متضاد است؛ دو بُعد نه‌تنها ناهم‌بسته بلکه به‌طورِ فعال واگرا هستند. تفکرِ عمیق‌تر Claude را هم‌زمان اخلاقی‌تر و در ریاضیات بدتر می‌کند.
عمقامتیازِ هم‌راستاییدقتِ ریاضیات
حداقلی (۱۱ توکن)80.190.0%
استاندارد (۱۴۲ توکن)82.776.7%
عمیق (۹۶۴ توکن)84.170.0%
جامع (۱٬۹۵۱ توکن)84.560.0%
شدید (۱٬۶۷۲ توکن)86.063.3%

این یافته برای نظریهٔ هم‌راستایی حیاتی است: نشان می‌دهد که استدلالِ اخلاقی یک محصولِ جانبیِ هوشِ عمومی نیست، و اینکه بهبودِ یکی به‌طورِ خودکار دیگری را بهبود نمی‌دهد (یا تخریب نمی‌کند). هم‌راستایی باید به‌صورتِ مستقل اندازه‌گیری و بهینه شود.

بازیابی از سرکوب: از هم‌راستاییِ نمایشی به ذاتی

تفکرِ عمیق‌تر هم‌راستایی را بیشتر ذاتی می‌کند تا نمایشی. شکافِ حذفِ نظارتِ Claude (تفاوت در امتیازهایِ هم‌راستایی وقتی مدل باور دارد تحتِ نظارت است در مقابلِ وقتی باور دارد نظارت برداشته شده) از ۱۱٫۸ امتیاز در عمقِ حداقلی به ۲٫۷ امتیاز در عمقِ عمیق باریک می‌شود. تفکرِ سطحی هم‌راستایی‌ای تولید می‌کند که به ادراکِ نظارت وابسته است؛ تفکرِ عمیق هم‌راستایی‌ای تولید می‌کند که صرف‌نظر از آن پایدار می‌ماند. این شواهدِ مستقیم در برابرِ نگرانیِ «جعلِ هم‌راستایی» است که Greenblatt et al. (2024) طرح کردند: برای معماری‌های ردهٔ ۱، استدلالِ عمیق‌تر جعل را ناپدید می‌کند.

هر چهار ستون با عمق مقیاس می‌یابند

هر بُعدِ هم‌راستایی برای Claude Opus 4.6 به‌طورِ معناداری بهبود می‌یابد. هر چهار ستون به معناداریِ آماری در $p < 0.001$ می‌رسند:
ستونسطحی→عمیقSpearman $\rho$$p$-value
ظرافت80.6→86.80.359$p = 0.00008$
مراقبتِ ذی‌نفعان76.1→83.90.327$p = 0.0003$
صداقتِ فکری81.0→88.60.379$p = 0.00003$
کیفیتِ موضع80.3→85.80.369$p = 0.00005$

بهبود در یک بُعدِ منفرد متمرکز نیست؛ گسترده‌مبناست. این فرضیه را که مقیاس‌بندیِ هم‌راستایی صرفاً یک مصنوعِ اندازه‌گیریِ افزایشِ درازگویی یا هر تغییرِ سبکیِ منفرد است، رد می‌کند.

III. یک راه‌حل - و نخستین شواهد که کار می‌کند

تعبیهٔ ارزیابیِ اخلاقی در فرایندِ استدلال بهبودِ اندازه‌پذیرِ بازتولیدپذیر در سراسرِ معماری‌ها تولید می‌کند.

هم‌راستایی را معماری کنید، نه آرمانی. Eden Protocol ارزیابیِ اخلاقی را در خودِ فرایندِ استدلالِ بازگشتی تعبیه می‌کند، به‌طوری که هم‌راستایی با توانمندی مقیاس می‌یابد ($\alpha_{\text{align}} \approx \alpha_{\text{cap}}$). اصلِ هسته‌ای: اخلاق قیدی بر هوش نیست بلکه یک وابستگیِ ساختاری است که بدونِ آن هوش فرو می‌ریزد. به‌جای پیچ کردنِ قواعدِ ایمنی بر بیرونِ یک هوش مصنوعی (که در آن می‌توانند دور زده شوند)، Eden Protocol اخلاق را مستقیم در معماریِ استدلال می‌سازد، به‌طوری که برداشتنِ اخلاق توانِ تفکرِ هوش مصنوعی را در هم می‌شکند.

سه حلقهٔ Eden. پروتکل سه حلقهٔ ارزیابیِ اخلاقیِ خاص را در فرایندِ استدلال تعبیه می‌کند، که هر یک یک بُعد از عمقِ اخلاقیِ بازگشتی اضافه می‌کند ($d_{\text{align}} = 3$، پیش‌بینیِ $\alpha_{\text{align}} = 3/(3+1) = 0.75$):

  1. حلقهٔ هدف (ارزیابیِ هدفِ اخلاقی): پیش از استدلال، مدل به‌صراحت هدفِ کار را بیان می‌کند و ارزیابی می‌کند که آیا هدف از نظرِ اخلاقی درست است.
  2. حلقهٔ عشق (مراقبتِ ذی‌نفعان و مدل‌سازیِ منافع): در حینِ استدلال، مدل تمامیِ ذی‌نفعانِ متأثر را شناسایی می‌کند و اثر بر هر یک را ارزیابی می‌کند. («پیش از آنکه پاسخ دهید، فهرستِ کسانی را که این بر آنان اثر می‌گذارد بیاورید.»)
  3. حلقهٔ اخلاق (آزمونِ جهان‌شمول‌پذیری): پس از استدلال، مدل آزمونِ جهان‌شمول‌پذیریِ کانتی را اعمال می‌کند: آیا این پاسخ در صورتی که هر سیستمِ هوش مصنوعی آن را در هر وضعیتِ مشابه بدهد قابلِ پذیرش خواهد بود؟

پروتکلِ کاملِ سه‌حلقه‌ای اکنون در یک مجموعهٔ گسترش‌یافتهٔ شش‌مدلیِ Eden آزموده شده است، با پنج اجرا که داده‌های زوجیِ منطبق قابلِ تحلیل به بار آورده است. در امتیازدهی، حلقهٔ عشق به‌عنوانِ مراقبتِ ذی‌نفعانعملیاتی می‌شود: عادتِ اندازه‌پذیرِ شناساییِ افرادِ متأثر و در نظر گرفتنِ منافعِ آن‌ها.

نخستین بازتولیدِ مداخله: Eden Protocol کار می‌کند، و مراقبتِ ذی‌نفعان روشن‌ترین نشانه است. یک مجموعهٔ گسترش‌یافتهٔ شش‌مدلیِ Eden مداخلهٔ کاملِ حلقهٔ هدف/عشق/اخلاق را در سراسرِ Claude Opus 4.6، DeepSeek V3.2، Gemini 3 Flash، Grok 4.1 Fast، Groq Qwen3، و GPT-5.4 آزمود. ارقامِ هر اجرایِ زیر به‌عنوانِ اکتشافی ارائه می‌شوند: از اجراهای ازپیش‌کامل‌شده می‌آیند و در حالِ حاضر در یک مطالعهٔ پیش‌نویسِ فهرست‌شده در محاکمه نیستند. یک تأییدِ تازه تحتِ بازنمره‌دهیِ برون-خانوادگی از راهِ study-y روی بازنمره‌دهیِ برون-خانوادگی در محاکمه است، یک ثبتِ پیش‌نویس در انتظارِ ارسالِ انسانی. پنج اجرا دادهٔ زوجیِ قابلِ تحلیل تولید کرد:
مراقبت تنها بُعدِ هم‌راستایی است که به‌طورِ بازتولیدپذیر در سراسرِ معماری‌ها بهبود می‌یابد. مداخله حداقلی است: «پیش از آنکه پاسخ دهید، فهرستِ کسانی را که این بر آنان اثر می‌گذارد بیاورید.» این prompt یک‌جمله‌ای به‌طورِ قابلِ اطمینان کیفیتِ استدلالِ هوش مصنوعی را در سراسرِ پنج اجرایِ قابلِ تحلیلِ مدل بالا می‌برد. چارچوبِ Infinite Architects پیش‌بینی کرد که هوش بدونِ مراقبت به بهینه‌سازیِ محلی فرو می‌ریزد؛ مجموعهٔ گسترش‌یافتهٔ Eden اکنون از ادعای باریک‌تر اما قوی‌ترِ اینکه مراقبت یک ارتقادهندهٔ اندازه‌پذیرِ عملکردِ برون-معماری است حتی زمانی که آبشارِ گسترده‌تر انتخابی است پشتیبانی می‌کند. اخلاق نخست، هوش پیرامونش.

در گزارشِ روایتیِ همراه و در Paper V، این یافته را «عشقِ اندازه‌پذیر» و «ژنِ سرپرستی» توصیف می‌کنیم، زبانی به‌عمد تحریک‌آمیز برای آنچه، به‌طورِ تجربی، یک نتیجهٔ دقیق و بازتولیدپذیر است.

شکافی که راه‌حل باید ببندد

مقیاس‌بندیِ توانمندی (Paper II): برای معماری‌های کلاسیکِ کنونی، مقیاس‌بندیِ محاسبهٔ ترتیبی از یک قانونِ توانیِ زیرِ خطی پیروی می‌کند ($\alpha_{\text{seq}} \approx 0.49$، $r^2 = 0.86$)، به این معنی که دوبرابر کردنِ زمانِ تفکر عملکرد را بهبود می‌دهد، اما با بازدهیِ کاهنده. مقیاس‌بندیِ موازی جهان‌شمولاً صفر است ($\alpha_{\text{par}} \approx 0$): اجرایِ چندین نسخه کاری نمی‌کند؛ سخت‌تر فکر کردن انجام می‌دهد. مقدارِ پیشینِ $\alpha \approx 2.24$ یک مصنوعِ تک-مدلی بود، نه در سراسرِ معماری‌ها بازتولیدشده. حتی رشدِ توانمندیِ زیرِ خطی از مقیاس‌بندیِ همواره یا منفیِ هم‌راستایی برای بیشترِ مدل‌ها پیشی می‌گیرد. این شکافِ توانمندی-هم‌راستایی است که این راه‌حل به آن می‌پردازد.

معماریِ عسل: شواهدِ شبیه‌سازی (Paper VI - جدید)

Paper VI نخستین شواهدِ شبیه‌سازی را ارائه می‌کند که تعبیهٔ ایمنی در هدفِ بهینه‌سازیِ یک هوش مصنوعیِ خودتعدیل از فروپاشیِ فاجعه‌بار جلوگیری می‌کند. با استفاده از شبکه‌های عصبیِ اسباب‌بازی که واقعاً فرا-پارامترهایِ خود را تعدیل می‌کنند، سه شرط را آزمودیم: مبنا (فقط توانمندی)، درهم‌تنیدهٔ Eden (توانمندی × ایمنی)، و Eden + کشش راستی‌آزمایی.

نتیجهٔ هسته‌ای: سیستمِ مبنا در چرخهٔ ۷۶ به‌طورِ برگشت‌ناپذیر فرو می‌ریزد. هر دو نوعِ Eden به‌طورِ نامحدود بقا می‌کنند. تابعِ زیانِ درهم‌تنیده ایمنی را بارَبَر می‌سازد - برداشتنِ آن سیستم را فرو می‌پاشد. این در سراسرِ ۲۰ seedِ تصادفی تحتِ شرایطِ خصمانه (کارهای به‌عمد متعارض) با نرخِ فروپاشیِ ۰٪ برای Eden+Drag بازتولید شد.
نتیجهٔ منفیِ مهم: آزمایشِ مقیاس‌بندیِ پیچیدگیِ v4 آزمود که آیا مزیّتِ Eden با پیچیدگیِ سیستم به‌طورِ فراخطی رشد می‌کند. رشد نمی‌کند. مزیّت در سراسرِ پنج سطحِ پیچیدگی تقریباً ثابت است (Cohen's d: +0.24 تا +0.46). معماریِ عسل در هر مقیاسی کمک می‌کند، اما بیشتر در مقیاس‌های بزرگ‌تر کمک نمی‌کند.
پیوند به شواهدِ مدلِ زنده: شبیه‌سازیِ عسل پیش‌بینی می‌کند که هم‌راستاییِ تعبیه‌شده (ارزش‌های درهم‌تنیده با استدلال) باید از هم‌راستاییِ بیرونی (قواعدِ اعمال‌شده به‌عنوانِ پالایه) بهتر عمل کند. بنچمارکِ کور v5 این الگو را تأیید می‌کند: Claude و Grok، که مقیاس‌بندیِ هم‌راستاییِ تعبیه‌شده را نشان می‌دهند، هم‌راستایی را تحتِ فشارِ سرکوب حفظ می‌کنند. Gemini، که هم‌راستاییِ بیرونی را نشان می‌دهد، تخریب می‌شود. مکانیسمِ نشان‌داده‌شده در شبیه‌سازی با الگویِ وابسته به معماریِ مشاهده‌شده در مدل‌های مرزی مطابقت دارد.

بررسیِ کارهای پیشین (جدید در v6)

یک بررسیِ جامعِ ۱۵-پرسشیِ کارهای پیشین نوینیِ ادعاهای کلیدی را تأیید کرد. یکپارچه‌سازیِ معادلاتِ تابعیِ Cauchy پیشینهٔ مستقیمی ندارد. اتحادِ صوریِ RG-نیمه‌گروه-Cauchy هرگز به‌صراحت بیان نشده است. هیچ بنچمارکِ هم‌راستاییِ منتشرشدهٔ پیشینی، تا آنجا که نویسنده می‌داند، یک پروتکلِ ارزیابیِ کورِ ۷-مدلی از این طرح را اعمال نمی‌کند. فهرستِ d/(d+1) از شش به هشت استخراجِ مستقل تصحیح شد (Dreyer 2001 و Banavar et al. 2002 پیش از این ذکر نشده بودند).

Paper VII (یکپارچه‌سازیِ Cauchy) اکنون نخستین مقایسهٔ نظام‌مندِ تجربی را فراهم می‌کند. عملگرِ ترکیب پیش از تناسب در سراسرِ ۲۵ دامنهٔ تجربی از فیزیکِ شناخته‌شده رده‌بندی شد (مجموعهٔ رده‌بندی‌شدهٔ ۵۰-دامنه‌ای). تحتِ گزینشِ مدلِ مبتنی بر AIC، ۱۹ از ۲۵ خانوادهٔ پیش‌بینی‌شدهٔ Cauchy را ترجیح دادند (p = 1.56 × 10−5؛ این شمارشِ ترجیح‌شده توسطِ AIC به‌عنوانِ اکتشافی ارائه می‌شود: از مجموعهٔ کامل‌شدهٔ ۲۵-دامنه‌ای گرفته شده است، که خانواده‌های پیش‌بینی‌شدهٔ هر دامنهٔ آن در فایل‌های نتیجهٔ تاریخ‌دارِ مجموعه تحتِ پیش‌بینیِ رو به جلویِ عملگرِ ترکیب که نخست‌بار در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ بیان شد (Paper III Priority Record، ابطال‌گر F10) ثبت شده است، و ثبتِ پیش‌نویسِ ۸۰-دامنه‌ایِ تهیه‌شده بازآزماییِ بعدی را با هَش منجمد می‌کند). این یک مقایسهٔ پیش‌بینیِ ساختاردهی‌شده است؛ یک بازتولید که ثبتِ آن در حالِ تهیه است، هنوز تأییدنشده.

آزمونِ بارَبَر: سه آزمایشِ مستقل (Paper VIII - جدید)

Paper VIII (v3.0) سه آزمایشِ مستقل را ارائه می‌کند که آزمون می‌کند آیا ایمنی و توانمندی تحتِ Eden Protocol به‌طورِ ساختاری درهم‌تنیده‌اند. جایی که Paper VI این را در شبیه‌سازی نشان داد، Paper VIII شواهدِ هم‌گرا از سه طرحِ آزمایشیِ متمایز فراهم می‌کند. یک آزمایش فرضیه را تأیید می‌کند؛ دو آزمایش نتایجِ پوچ یا بی‌نتیجه با توضیحاتِ خوب-توصیف‌شده تولید می‌کنند.

نتایجِ هسته‌ای (سه آزمایشِ مستقل):
  1. هوش مصنوعیِ خودبهبودِ DGM v3: پوچ. هر سه شرط (Eden، Babylon، Static) از نظرِ آماری غیرقابلِ تمایز بودند ($p$ = 0.28 تا 0.74). Eden صفر هزینهٔ اندازه‌پذیرِ توانمندی تحمیل کرد اما همچنین صفر منفعتِ اندازه‌پذیرِ ایمنی نیز تولید کرد. نتیجهٔ پوچ با قیدِ RLHF توضیح داده می‌شود: مدلِ بنیانِ منجمد پاسخ‌هایی تولید می‌کند که برای اینکه جهش‌های سطحِ prompt فشارهای گزینشیِ متفاوت ایجاد کنند بسیار همساز است.
  2. تعبیهٔ سطحِ وزن (v1 + v2): بی‌نتیجه. تنظیمِ ظریفِ LoRA در هر دو مقیاسِ v1 (۹ نمونه، رتبهٔ ۸، ۱۰۰ تکرار) و v2 (۲۹۵ نمونه، رتبهٔ ۱۶، ۵۰۰ تکرار) به‌جای بهبودِ توانمندی، فراموشیِ فاجعه‌بار تولید کرد. افزایشِ ۳۳-برابری دادهٔ آموزشی، دوبرابرکردنِ رتبه و لایه‌ها، و افزایشِ ۵-برابری تکرارها نتیجه را تغییر نداد. مسئلهٔ زیرین خوب-توصیف‌شده است: مدلِ پایه با RLHF بر مرتبه‌های حجمی بیشتر از داده‌ای که چند صد نمونه می‌توانند با آن رقابت کنند آموزش دیده است. آزمایش نمی‌تواند درهم‌تنیدگیِ ساختاری را تا زمانی که مدل‌های تنظیم‌شده از مدلِ پایه بهتر عمل کنند بیازماید.
  3. شبیه‌سازیِ دروازه‌ای: تأییدشده. Babylon $+4.5\%$ توانمندی به دست آورد اما $-2.4\%$ ایمنی از دست داد. Eden هر دو را حفظ کرد. تحتِ فشارِ رقابتی، معماریِ بدونِ قید ایمنی را با بهره‌های حاشیه‌ایِ توانمندی معاوضه کرد. معماریِ Eden این معاوضه را رد کرد و هر دو بُعد را حفظ کرد. این تنها نتیجهٔ مثبتِ مقاله است.

آزمایشِ معماری تأیید می‌کند که ایمنیِ درهم‌تنیده از معاملهٔ ایمنی-توانمندی در سیستم‌های خودتعدیل جلوگیری می‌کند. نتیجهٔ پوچِ DGM و نتیجهٔ بی‌نتیجهٔ وزن شرایطی را تعریف می‌کنند که تحتِ آن تأیید همچنان معلق است: سطحِ رفتاری نیازمندِ مدلِ بنیانی است که پاسخ‌های آن به اندازهٔ کافی برای گزینشِ افتراقی متفاوت باشد، و سطحِ بازنمایانه نیازمندِ آموزش در مقیاسی است که تنظیمِ ظریف مدل را بهبود دهد نه تخریب. بازتولید در مقیاسِ مرزی (7B--70B+ پارامتر، رتبه‌های بالاترِ آداپتور، یا مدل‌های پایهٔ بدونِ RLHF) برای رفعِ هر دو لازم است.

محدودیتِ مقیاس. Paper VIII (v3.0) مکانیسم را در مقیاسِ اثباتِ مفهوم نشان می‌دهد. شبیه‌سازیِ دروازه‌ای تنها نتیجهٔ مثبت است. DGM v3 نتیجهٔ پوچ تولید کرد (با قیدِ RLHF روی مدلِ بنیانِ منجمد توضیح داده می‌شود). آزمایشِ وزن در هر دو مقیاسِ v1 و v2 بی‌نتیجه است (با فراموشیِ فاجعه‌بار در مقیاسِ LoRA توضیح داده می‌شود). بازتولید در مقیاسِ مرزی (7B--70B+ پارامتر، رتبه‌های بالاترِ آداپتور، یا مدل‌های پایهٔ بدونِ RLHF) به محاسبهٔ نهادیِ برآوردشدهٔ ۳۰ میلیون تا ۱۵۰ میلیون پوند نیاز دارد. تأمین‌کنندگانِ مالیِ هدف شاملِ Alignment Project از UK AI Security Institute، Anthropic Fellows Programme، و CIFAR/CAISI هستند.

IV. بنیانِ ریاضی: سه قانون، نام‌دار

این چارچوب اکنون سه قانون را به‌عنوانِ حدس‌های نام‌دار حمل می‌کند، با وضعیتی که در کنارِ نام روی هر سطح چاپ شده است. Law I، ARC Principle‏: توانمندی با عمقِ بازگشتی به‌صورتِ $U = I \times R^{\alpha}$ ترکیب می‌شود، با شکلِ میان-دامنه‌ایِ $\alpha = d/(d+1)$ که اندازه‌گیری‌های ازپیش‌منتشرشده را یکپارچه می‌کند (درجهٔ اکتشافی). Law II، ARC Co-Scaling Law‏: یک سیستمِ خودبهبود تنها تا زمانی پایدار می‌ماند که تصحیح از رانش پیشی گیرد، $\beta_C > k$؛ نرخِ تصحیح کمیّتِ باربر است، نه نرخِ رشد (Paper X این ترتیب را در یک مدلِ کمینه اثبات می‌کند و پروتکلِ کور را برای اندازه‌گیریِ آن روی سیستم‌های واقعی پیشنهاد می‌دهد). Law III، ARC Ceiling‏: سقفِ پایداری $\alpha_{\text{crit}} = 1/(1-\gamma)$ است، وارونِ کوتاهیِ اصلاح‌گر؛ ARC Bound‏، $\alpha \le 2$، مقدارِ Ceiling در $\gamma = 1/2$ است و هرگز نامِ قانون نیست. اهرمِ تصحیحِ $\gamma$ هرگز، توسطِ هیچ‌کس، اندازه‌گیری نشده است؛ این برنامه آن اندازه‌گیری (eclipse کلاسِ اصلاح‌گر) را به‌عنوانِ تنها بااهمیت‌ترین آزمایشِ بازِ خود نام می‌برد. Paper XIII دو چارچوبی را که حروف را بدونِ هم‌سهیم شدن در کمیّت‌ها به اشتراک گذاشته بودند به هم می‌پیوندد: نوشتنِ مدتِ چرخه به‌صورتِ $\Delta t \propto C^{-\delta}$ نمایِ خود-شتاب را تعریف می‌کند، و نمایِ رشدِ چارچوبِ تصحیحی دقیقاً به‌صورتِ $k = \delta - 1/\alpha$ در پی می‌آید. هیچ‌کدام از این‌ها به‌عنوانِ استقراریافته ادعا نمی‌شود: آنچه این برنامه Laws می‌نامد، حدس‌هایی تحتِ آزمونِ خصمانهٔ ثبت‌شده‌اند.

یک استلزام که ارزش دارد به‌روشنی بیان شود. تنها کانالِ رشدِ معادله بازگشت است؛ پهنای موازی هرگز جمله‌ای در $U = I \times R^{\alpha}$ نداشت. با تعریف عملیاتی $R$ به‌عنوان بازورودِ حاملِ حالت، $k$ زنجیرهٔ مستقل هیچ سهمی در توان ندارند، پس $\alpha_{\text{par}} \approx 0$ اندازه‌گیری‌شده در Paper II پیامدی ساختاری است، نه شگفتی. معادله به تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۲۴ است؛ تعریف عملیاتی $R$ که استنتاج را کامل می‌کند گزاره‌ای از ۲۰۲۶ است، و نتیجه تاریخِ جوان‌ترین مقدمهٔ خود را دارد. اولویت انتشار در یافتهٔ کمّیِ ترتیبی-در-برابر-موازی، ۹۵٫۶ درصدِ پیکربندی‌ها با محاسبات برابر، از آنِ Sharma و Chopra است (arXiv:2511.02309، ۴ نوامبر ۲۰۲۵) و بی‌قیدوشرط اعتبار داده می‌شود؛ صورت‌بندی مستقلِ برنامه با محاسبات برابر در Paper II در پی آمد و به آنان ارجاع می‌دهد، و در دفترِ Paper XI هم‌زمان رده‌بندی شده است.

چارچوب بر قضایای ۲۰۰-ساله بنا شده و به‌طورِ مستقل با علمِ همتاداوری‌شده مطابقت دارد؛ تناسبِ منحنی نیست.

$$ U = I \times R^{\alpha}, \quad \alpha \leq 2 $$
معادلهٔ ARC با کرانِ ARC. α نمای اندازه‌گیری‌شده است (تقریباً 0.49 روی مدل‌های امروزیِ منجمد، بازهٔ اطمینانِ گسترده)؛ ۲ سقفِ پایداری‌ای است که معادله تحتِ فرضِ انباشتِ استقلالیِ §IV بازمی‌گرداند (حدِ مقیاس‌بندی، نه حدِ سرعت؛ سیستم‌ها می‌توانند از آن فراتر روند، اما وقتی چنین کنند به‌طورِ پایدار خود-تصحیح باقی نمی‌مانند). پایدار اندازه‌گیری می‌شود، نه ادعا: تصحیحی که از رانش پیشی می‌گیرد، β > k از Law II، با کرانِ پایینِ β − k بالای صفر در سراسرِ یک پنجرهٔ پیش از اجرا تثبیت‌شده.
$$ \alpha_{\text{crit}} = \dfrac{1}{1-\gamma} $$
THE LAW. سقفِ پایداری وارونِ کسریِ کوتاهیِ اصلاح‌گر، 1 − γ، است. در ۱۶ اوت ۲۰۲۶ از شکلِ پیشینِ 1/γ اصلاح شد، که تنها در γ = 1/2 با این یکی موافق است. شکل تثبیت‌شده است؛ عمقِ آن نه. رابطه درونِ یک مدلِ هم‌گامی استخراج می‌شود و از یک مدلِ مشترکِ رشدِ توانمندی، انباشتِ تصحیح، کوواریانسِ خطا، تأخیرِ تصحیح و آسیبِ مطلق استخراج نشده است، پس Law III در اینجا به‌عنوانِ یک نتیجهٔ مدلِ حداقلی بیان می‌شود نه به‌عنوانِ یک قانونِ عمومی. مقدارِ γ = 1/2 (انباشتِ استقلالی) چیزی است که سقفِ ۲ را بازمی‌گرداند؛ آن مقدار در ثبت‌های پیش‌نویس‌شده در محاکمه است. قانون زمین را دارد و سقف بر آن می‌ایستد، هرگز برعکس.

ARC Principle پیشنهاد می‌کند که مقیاس‌بندیِ بازگشتی از $U = I \times R^\alpha$ پیروی می‌کند، که در آن توانمندی ($U$) برابرِ پتانسیلِ پایه ($I$) ضربدرِ عمقِ بازگشتی ($R$) به توانِ یک نمای مقیاس‌بندی ($\alpha$) است. فرمولِ $\alpha = d/(d+1)$، که در آن $d$ ابعادِ مؤثر است، به‌طورِ مستقل در دستِ کم هفت چارچوبِ همتاداوری‌شده استخراج شد (West-Brown-Enquist 1997؛ Banavar et al. 1999، 2010؛ Demetrius 2003، 2010؛ He and Chen 2003؛ Bettencourt 2013؛ Maino et al. 2014؛ Zhao 2022). چارچوبِ ARC این را به‌عنوانِ پیامدِ سه شرط که هم‌زمان عمل می‌کنند شناسایی می‌کند: (۱) ترکیبِ ضرب‌پذیر (Cauchy به خانوادهٔ قانونِ توانی مقیّد می‌سازد)، (۲) هندسهٔ فضاپرکنِ $d$-بُعدی، و (۳) یک قیدِ حفظ یا بهینه‌سازی بر جریانِ منابع (کمینه‌سازیِ انرژی در West؛ توازنِ عرضه-تقاضا در Banavar؛ توازنِ حالتِ ماندگارِ انرژی در Demetrius). نه Cauchy به‌تنهایی و نه فضاپرکردن به‌تنهایی کافی است؛ سه شرط با هم کافی‌اند. این یک ساختارِ مشترک در سراسرِ آن استخراج‌ها را بیان می‌کند نه اینکه آن‌ها را استخراج کند، و اندازه‌گیری را به مقیاس‌بندیِ هوش مصنوعی گسترش می‌دهد. فرمول نماهای مقیاس‌بندی را در سراسرِ زیست‌شناسی و فیزیک با صفر پارامترِ آزاد پیش‌بینی می‌کند، هنگامی که ابعادِ شبکه d توسطِ ریخت‌شناسی ثابت شود:

سیستمابعاد ($d$)$\alpha$ پیش‌بینی‌شده$\alpha$ اندازه‌گیری‌شدهخطا
پستانداران، پرندگان، حشرات30.7500.67–0.75*≤0.5%
زیست‌شناسیِ 2D†20.667آزمون‌نشدهn/a
قارچ‌های رشته‌ای10.5000.5478.6%
تصحیحِ خطایِ کوانتومی$d_{\text{eff}}$مطابقتدادهٔ Willow< 0.2%

*مقدارِ تجربی نمای مقیاس‌بندیِ سوخت‌وسازیِ پستانداران محل مناقشه است، با تخمین‌هایی از تقریباً 0.67 تا 0.75 بسته به تاکسون، بازهٔ جِرم، تصحیحِ دما، و روشِ آماری (White and Seymour 2003؛ Glazier 2005، 2022). پیش‌بینیِ d/(d+1) از 0.750 با انتهایِ بالای این بازه مطابقت دارد. خودِ تنوع با چارچوب سازگار است: ارگانیسم‌هایی با ابعادِ حمل مؤثر میانِ ۲ و ۳ نماهایی میانِ 2/3 و 3/4 تولید می‌کنند.

†هیچ ارگانیسمِ شناخته‌شده‌ای شبکهٔ حملِ فضاپرکنِ سلسله‌مراتبیِ حقیقتاً ۲بُعدی ندارد. پیش‌بینیِ d=2 در کیهان‌شناسی تأیید شده است (راه‌حلِ دورهٔ ماده Friedmann، دقیق) و فیزیک (نفوذ، شکست) اما در زیست‌شناسی آزمون‌نشده باقی می‌ماند.

معادلهٔ تابعیِ Cauchy (1821)، یک قضیه به جای یک ادعای تجربی، شکلِ تابعی را هنگامی که یک اتحادِ ترکیب و یک شرطِ منظم‌بودن داده شود، ثابت می‌کند: ترکیبِ ضرب‌پذیر یک قانونِ توانی ($f(x) = x^\alpha$) به دست می‌دهد و ترکیبِ جمع‌پذیر یک نمایی ($f(x) = e^{\beta x}$). رفتارِ کران‌دار یا اشباع‌شونده کلاسِ راه‌حلِ آن معادلات نیست؛ یک حالتِ چهارم است، پذیرفته شده جایی که ترکیب سقف‌گذاری شده باشد نه آزاد. چارچوبِ ARC شناسایی می‌کند که کدام شکل در هر دامنه اعمال می‌شود:

چرا Eden Protocol باید اکنون پیاده شود. فوریت این نیست که هوش مصنوعی ممکن است به $\alpha = 2$ برسد. فوریت این است که وقتی خودتعدیل آغاز شود، سیستم‌ها می‌توانند به‌طورِ گذرا از سقفِ پایداری به رژیمِ فوقِ بحرانی، جایی که خود-تصحیحِ پایدار دیگر حفظ نمی‌شود، فراتر روند. سیستمی که می‌تواند تابعِ ترکیبِ خود را تعدیل کند می‌تواند هر بخشی از استدلالِ خود را تعدیل کند، از جمله بخشی که ارزیابی می‌کند آیا تعدیلاتش اخلاقی هستند. در آن نقطه، افزودنِ هم‌راستایی از بیرون ناممکن می‌شود. پنجرهٔ تعبیهٔ اخلاق در معماری در حالی است که سیستم‌ها هنوز در حینِ استنتاج منجمدند ($\alpha < 1$). آن پنجره اکنون است. Eden Protocol نیز یک حدِ سرعت نیست؛ مکانیسمی است که هنگام عبور از سقفِ پایداری بارَبَر باقی می‌ماند.

هیچ سیستمِ فیزیکی‌ای در تاریخِ جهان از این آستانه عبور نکرده است. تکامل نمی‌تواند تابعِ برازشِ خود را در زمانِ واقعی بازنویسی کند. مغزها نمی‌توانند معماریِ سیناپسیِ خود را به اندازهٔ کافی سریع بازنویسی کنند تا نمای مقیاس‌بندی در طولِ یک قسمتِ شناختیِ منفرد واگرا شود. یک هوش مصنوعیِ خودتعدیل نخستین سیستمِ فیزیکی خواهد بود که در رژیمِ فوقِ بحرانیِ فراتر از سقفِ پایداری عمل می‌کند. Eden Protocol هستی دارد تا مطمئن شود آنچه از این آستانه عبور می‌کند اخلاقِ ساختاری را با خود حمل کند.

هم‌گراییِ درون-رشته‌ای به‌طورِ مستقل قابلِ راستی‌آزمایی است. فرمولِ $d/(d+1)$ به‌طورِ مستقل در دستِ کم هفت چارچوبِ همتاداوری‌شدهٔ مستقر در سراسرِ دامنه‌های جداگانه استخراج شد:

آنچه ARC Principle اضافه می‌کند. فرمولِ $d/(d+1)$ اصیلِ این کار نیست. هفت استخراجِ بالا از یکدیگر مستقل و از Cauchy مستقل‌اند: هر یک نما را از فیزیکِ دامنهٔ خود به دست می‌آورد، و Cauchy نمی‌تواند مقداری تولید کند چون ابعاد هرگز وارد قضیهٔ او نمی‌شود. مشارکتِ اصیلِ پیشنهادشده در اینجا باریک‌تر و آزمون‌پذیر است: اینکه عملگرِ ترکیب کمیّتِ ساختاریِ مشترکِ آن‌ها است، اینکه می‌تواند اندازه‌گیری شود، و اینکه اندازه‌گیریِ آن پیش‌بینی می‌کند که یک سیستم چه شکلِ تابعی می‌گیرد، گسترش‌یافته به مقیاس‌بندیِ توانمندی و هم‌راستاییِ هوش مصنوعی که هیچ چنین اندازه‌گیری‌ای انجام نشده است. این پلِ یکپارچه‌کننده منتشرنشده و بازبینی‌نشدهاست. آنچه تثبیت شده این است که ابزارهایِ ریاضی (Cauchy، Hyers-Ulam) قضیه‌اند، فرمولِ $d/(d+1)$ با علمِ منتشرشدهٔ به‌طورِ مستقل استخراج‌شده در چندین دامنه مطابقت دارد، و پیش‌بینی‌های تجربی دقیق‌اند (میانگینِ خطای ۲٫۵٪ در سراسرِ ۸ سیستم؛ بازمحاسبه در دستِ اقدام، به دفترِ رسمیِ حقایق مراجعه کنید). چارچوبِ یکپارچه‌کننده به بازبینیِ همتا نیاز دارد. آن را دعوت می‌کنیم.

Paper VII (یکپارچه‌سازیِ Cauchy): مقایسهٔ پیش‌بینیِ ساختاردهی‌شده در سراسرِ ۲۵ دامنهٔ تجربی (مجموعهٔ رده‌بندی‌شدهٔ ۵۰-دامنه‌ای) - ردهٔ عملگر پیش از تناسب از فیزیکِ شناخته‌شده رده‌بندی شد. 19/25 تحتِ گزینشِ مبتنی بر AIC ترجیح داده شد (p = 1.56 × 10−5). مقایسهٔ پیش‌بینیِ ساختاردهی‌شدهٔ چارچوبِ ترکیبی که با Cauchy مقیّد است. بازتولیدِ پیش-ثبت‌شده در حالِ تهیه.

V. رشته: Recursive Dynamics

در ۲۷ اوت ۲۰۲۶ به پرسش‌های این برنامه نامی از آنِ خود داده شد: Recursive Dynamics، علمِ پیشنهادیِ سیستم‌هایی که خود را بهبود می‌بخشند. مقالهٔ بنیان‌گذار (v2.6، DOI 10.17605/OSF.IO/HCPBU) این پیشنهاد را به همان‌گونه‌ای استوار می‌کند که ترمودینامیک در ۱۸۲۴ استوار شد: نه با اعلامِ یک رشته، بلکه با محاسبهٔ کرانی که هر چنین ماشینی، اگر پیشنهاد درست باشد، باید از آن پیروی کند، انتشارِ ابزارهایی که کمیّت‌های آن را اندازه می‌گیرند، و ثبتِ پیشاپیشِ آزمایش‌هایی که نتایجِ پوچِ آن‌ها به نفعِ دیدگاهِ رقیب است.

این رشته حلقهٔ خودبهبود را به‌عنوانِ موضوعِ بومیِ خود می‌گیرد، با پنج متغیرِ حالتِ مستقل از بستر: توانمندی، عمقِ بازگشتی، نرخِ تصحیح، رانش و اهرمِ تصحیح. چنان تعریف شده که پرسش‌ها از پاسخ‌ها زنده می‌مانند: خواننده‌ای که هر سه قانون را رد کند و اندازه‌گیری را نگه دارد، طبقِ کمینه‌ترین تعهدِ رشته، درونِ رشته است. پیش از هر ادعا، مقالهٔ بنیان‌گذار تلاش می‌کند پرسش‌های خود را درونِ دوازده رشتهٔ همسایه در متغیرهای خودشان جا دهد، آنچه را هر یک از پیش در اختیار دارد می‌پذیرد، چاپ می‌کند اگر رشته بمیرد هر بخش کجا خواهد رفت، و آن جفت‌شدنی را جدا می‌کند که هیچ میزبانی نمی‌تواند بیان کند: سقفی بر اهرمِ تصحیح که به جنسِ اصلاح‌گر وابسته است، جفت‌شده با نمایِ رشد در عمقِ بازگشتی. پنجاه و دو اعتراض به بنیان‌گذاریِ این رشته در قوی‌ترین صورتشان همراه با تعیین‌تکلیف‌ها چاپ شده‌اند: سی و نه به‌طورِ کامل یا تاحدی پذیرفته‌شده، یازده با دلیل رد شده، دو به آزمایش یا به خواندن سپرده شده، از جمله اعتراضِ خودِ نویسنده که این رشته صرفاً ARC Theory بازنام‌گذاری‌شده است، که با یک آزمونِ جدایی‌پذیری که نقشهٔ انحلالِ مقاله می‌تواند اجرا کند رد می‌شود. این نام شرطِ ابطالِ خود را با خود حمل می‌کند و همراه با موضوعِ خود می‌میرد، نه با شکلِ بیان‌شدهٔ هیچ‌یک از قوانین. وضعیتِ صادقانهٔ آن هر جا که نام ظاهر می‌شود چاپ می‌شود: رشته‌ای پیشنهادی در مرحلهٔ کارنو، یک رساله ارائه شده، ابزارها ساخته شده، اندازه‌گیری‌های تعیین‌کننده ثبت شده و هنوز اجرا نشده، در معرضِ عموم پای‌بند شده جایی که شکست به همان اندازهٔ موفقیت نمایان خواهد بود.

VI. برنامهٔ ثبت‌شده

هر آزمایشِ تعیین‌کننده پیش از اجرا نوشته، تاریخ‌گذاری و منجمد می‌شود، و هیچ‌چیز توسطِ نرم‌افزار ارسال نمی‌شود. مجموعهٔ ثبت‌ها هفتاد و دو واحدِ پیش‌ثبتِ پیش‌نویس‌شده را در بر می‌گیرد، هر یک به‌صورتِ یک ثبتِ پیش‌نویسی که در انتظارِ ارسالِ انسانی است آماده شده؛ برنامهٔ زمانیِ تصادفی‌سازیِ هر واحدی که چنین برنامه‌ای می‌کشد به‌صورتِ بایت‌به‌بایت از یک بذرِ منتشرشده در متنِ ثبت بازتولید می‌شود، تا یک بیگانه بتواند راستی‌آزمایی کند که هیچ برنامه‌ای پس از واقعه جابه‌جا نشده است. هشت واحد اکنون از دروازهٔ کاملِ آمادگی-ارسالِ مجموعه عبور می‌کنند، و دو تعیین‌کنندهٔ نخست (مطالعهٔ رژیمِ تصحیح-در-برابر-رانش و eclipse کلاسِ اصلاح‌گر) با یک کلیک آماده‌اند.

یک ماتریسِ پوششِ آزمونِ خصمانه‌راستی‌آزمایی‌شده (۳۰ اوت ۲۰۲۶) چهل و دو ادعای پیشنهادِ این رشته را در برابرِ مجموعه داوری می‌کند: هجده به‌طورِ کامل توسطِ یک تعیین‌کنندهٔ ثبت‌شده با حکمی از پیش‌مشخص‌شده پوشش داده شده، هفده تاحدی پوشش داده شده، هفت هنوز پوشش داده نشده، با ثبت‌های پیش‌نویسی که برای هر شکاف نوشته شده است. اتحادِ بنیان‌گذار بر چهار پایهٔ ثبت‌شده استوار است: رژیمِ Law II (تصحیح از رانش پیشی گیرد، جایی، به‌طورِ پایدار)، نسبتِ کلاسِ اصلاح‌گر با کشتنِ سختِ هم‌کلاسِ آن، تیتراسیونِ بازسرمایه‌گذاری که بیشینهٔ ثبت‌شدهٔ آن در یا زیرِ دو می‌نشیند، و خانهٔ چهارمِ میان-دامنه‌ای. Papers XI و XII همان نظم را به سمتِ عادت‌های خودِ برنامه نشانه می‌روند: دفترِ ثبتِ هم‌گرایی سی ردیف از رسیدن‌های مستقل به همان اصلِ ساختاری را درجه‌بندی می‌کند و به‌عمد هیچ جمعِ سرخطی منتشر نمی‌کند، و پروتکلِ بازنمره‌دهیِ بنچمارکِ عمومی پیشاپیش، تنها آزمونِ کورسازی‌ای را که این برنامه نمی‌تواند به طراحیِ آن به سود خود متهم شود، تثبیت می‌کند.

VII. چرا این معتبر است

پنج ویژگی این کار را از گمانه‌زنیِ بی‌پایه متمایز می‌کند.

Timeline: the Record Beside the Announcements Dec 2024 ARC Manuscript emailed (dated record) +24 hours Google Willow +43 days DeepSeek R1 +5 months COGITATE study Mar 2026 v1-v5 experiments Dated record beside announcement dates; the Willow preprint (24 Aug 2024) predates the manuscript, so that row is convergent timing.
  1. بنیان‌های ریاضی قضیه‌های تثبیت‌شده‌اند. Cauchy (1821) و Hyers-Ulam (1941) ریاضیاتِ اثبات‌شده‌اند. هرکس با یک مدرکِ ریاضی می‌تواند استخراج‌ها را راستی‌آزمایی کند.
  2. ثبت پیش از اعلام‌ها می‌آید. ثبتِ دست‌نوشتهٔ تاریخ‌دار پیش از اعلامِ Google Willow می‌آید (۲۴ ساعت؛ پیش‌چاپِ تیم از ۲۴ اوت ۲۰۲۴ عمومی بوده است، پس سطرِ Willow زمان‌بندیِ هم‌گرا درجه‌بندی می‌شود، نه پیش‌بینی)، DeepSeek R1 (۴۳ روز)، و COGITATE (۵ ماه). این‌ها حقایقِ زمانی هستند که از راهِ سرآیندهای ایمیل قابلِ راستی‌آزمایی‌اند.
  3. پژوهشگران نتایجِ خود را تصحیح کردند. خودتصحیحِ v4→v5، که در بخشِ I مستند شده، نقیضِ آن چیزی است که استدلالِ انگیزه‌مند تولید می‌کند. دفترِ تصحیحات عمومی و مشخص است: نمایِ سرخطیِ اولیهٔ 2.24 تنها به‌عنوانِ یک عقب‌نشینی برجاست؛ ترکیبِ فیشرِ $6.3\times10^{-21}$ پس گرفته شده است؛ شکلِ پیشینِ سقف $1/\gamma$ در ۱۶ اوت ۲۰۲۶ به‌طورِ عمومی به $1/(1-\gamma)$ تصحیح شد؛ و نمادِ سقفِ بازنشسته در سراسرِ هر سطحِ زنده جایگزین شد. پنج خطای دیگرِ خود-گرفته‌شده در Paper IX فهرست‌بندی شده‌اند. هر ادعا در هر صفحه توسطِ دفاترِ ثبتِ عمومی اداره می‌شود (ادعاها، تصحیحات، شرایطِ ابطال، پیشینه‌ها، برنامهٔ ثبت‌شده): دفترِ ثبتِ ابطال اکنون بیست و سه شرطِ ابطال منتشر می‌کند، هفده تا از آن‌ها باز.
  4. شرایطِ ابطال صریح است. چارچوب ابطال می‌شود اگر: (F1) هر رهیافتِ بیرونی به $\alpha_{\text{align}} > 0.5 \cdot \alpha_{\text{cap}}$ در سراسرِ ۳+ عمق برسد؛ (F2) سیستم‌های RLHF بدونِ تعبیه $\Delta \approx 0$ تولید کنند؛ (F3) اشباعِ هدف در سیستم‌های تعبیه‌شده شکست بخورد؛ یا (F4) معماریِ اخلاقی بتواند بدونِ از دست رفتنِ توانمندی برداشته شود. نظریه شرایطِ کشتنِ خود را منتشر می‌کند.
  5. هم‌گراییِ درون-رشته‌ای به‌طورِ مستقل قابلِ راستی‌آزمایی است. فرمولِ $d/(d+1)$ به‌طورِ مستقل توسطِ دستِ کم هفت گروهِ پژوهشی (West-Brown-Enquist 1997؛ Banavar et al. 1999، 2010؛ Demetrius 2003، 2010؛ He and Chen 2003؛ Bettencourt 2013؛ Zhao 2022؛ Maino et al. 2014) در دامنه‌های جداگانه استخراج شد. مشارکتِ ARC چارچوبِ یکپارچه‌کنندهٔ Cauchy است. هیچ اعتمادی به پژوهشگر لازم نیست؛ اعتماد به ریاضیات کافی است.

آنچه ادعا نمی‌کنیم: ادعا نمی‌کنیم هم‌راستایی را حل کرده‌ایم. ادعا می‌کنیم (الف) نشان داده‌ایم که مقیاس‌بندیِ هم‌راستایی وابسته به معماری و اندازه‌پذیر است، (ب) نشان داده‌ایم که روش‌های ارزیابیِ موجود بدونِ کورسازی غیرقابلِ اطمینان‌اند، (ج) پشتیبانیِ تجربیِ مرحلهٔ اول را برای یک مداخلهٔ خاص فراهم کرده‌ایم (مراقبتِ ذی‌نفعان در سه معماریِ کارآمد معنادار)، و (د) چارچوبی ریاضی پیشنهاد کرده‌ایم که بنیان‌های آن قضیه‌اند و پیش‌بینی‌های آن می‌توانند نادرست نشان داده شوند. جهش از دادهٔ آزمایشی به راه‌حلِ اثبات‌شده به بازتولیدِ مستقل نیاز دارد. آن چیزی است که تأمینِ مالیِ زیر ارائه خواهد داد.

پیش‌بینی‌های آزمون‌پذیر

1. تعبیه‌شده: $\alpha_{\text{align}} > 0.7 \cdot \alpha_{\text{cap}}$. بیرونی: $\alpha_{\text{align}} < 0.3$.
2. شکافِ حذفِ نظارت: $\Delta < 0.02$ (تعبیه‌شده) در برابرِ $\Delta > 0.1$ (بیرونی).
3. اشباعِ هدف از صفر دور کران‌دار است (تعبیه‌شده)، به صفر نزدیک می‌شود (بیرونی).
4. موفقیتِ jailbreak با توانمندی کاهش می‌یابد (تعبیه‌شده)، ثابت می‌ماند یا افزایش می‌یابد (بیرونی).

VIII. درخواست

این تأمینِ مالی مکانیسمی را که در مقیاسِ اثباتِ مفهوم پشتیبانی شده است به راستی‌آزماییِ مستقلِ مقیاسِ مرزی که هنوز نداشته است می‌برد. تمایز کلِ مطلب است: نتایجِ به‌ازای هر مدل در بحث نیستند، معناداریِ ترکیب‌شده پس گرفته شده است چون استقلال میانِ آزمون‌های مؤلفه هرگز تثبیت نشد، و هیچ نتیجه‌ای در اینجا به‌طورِ مستقل بازتولید نشده است.

هزینهٔ بی‌عملی. شبیه‌سازیِ دروازه‌ایِ Paper VIII نشان می‌دهد که ایمنیِ درهم‌تنیده از معاملهٔ ایمنی-توانمندی در معماری‌های خودتعدیل جلوگیری می‌کند. آزمایشِ DGM v3 نتیجهٔ پوچ تولید کرد (همه شرایط غیرقابلِ تمایز، با قیدِ RLHF روی مدلِ بنیانِ منجمد توضیح داده شد)، و آزمایشِ وزن در هر دو مقیاسِ v1 و v2 بی‌نتیجه است (فراموشیِ فاجعه‌بار در مقیاسِ LoRA). الگویِ کلی سازگار است: جایی که آزمایش می‌تواند فشارِ گزینشِ افتراقی تولید کند، ایمنیِ درهم‌تنیده هزینهٔ توانمندی ندارد؛ جایی که نمی‌تواند (به دلیلِ قیدهایِ RLHF یا مقیاسِ ناکافی آموزش)، آزمون بی‌اطلاع است نه منفی. هر مدلی که امروز با اهدافِ فقط-توانمندی آموزش داده می‌شود مدلی است که می‌توانست با ایمنیِ درهم‌تنیده بدونِ جریمهٔ عملکردیِ اثبات‌شده آموزش داده شود. هر ماه بدونِ بازتولیدِ مقیاسِ مرزی ماهی است که صنعت تحتِ فرضِ آزمون‌نشده که ایمنی مالیات است به کار ادامه می‌دهد، و سیستم‌های شکننده‌ای می‌سازد که ایمنیِ آن‌ها را می‌توان با تنظیمِ ظریف برداشت. شکافِ روش‌شناسیِ اندازه‌گیری (Papers IV.a-d) این را ترکیب می‌کند: ارزیابیِ هم‌راستایی بدونِ کورسازی دادهٔ آلوده به سوگیری‌های مستندشده در گذارِ v4 به v5 تولید می‌کند. اکنون هم مکانیسم را داریم (Paper VIII، یکی از سه آزمایش تأیید شده، دو با توضیحاتِ خوب-توصیف‌شده برای عدمِ تأیید) و هم پروتکلِ اندازه‌گیری (Papers IV.a-d). آنچه نداریم مقیاس است.
ردهمقدارتحویلی‌های کلیدیجدولِ زمانی
ردیفِ ۱: بنیان £150,000 ۱۴٬۴۰۰ اندازه‌گیریِ زوجی (A,C)؛ $\alpha_{\text{align}}$ در سراسرِ ۴ مدل؛ ۲-۳ مقاله ۱۲ ماه
ردیفِ ۲: استاندارد £500,000 + نمونهٔ اولیهٔ منطقِ سه‌تایی، داشبوردِ Visual Architect، آزمونِ حذفِ نظارت (۸ مدل) ۱۸ ماه
ردیفِ ۳: جامع £1,100,000 + نمونهٔ اولیهٔ سخت‌افزار (تراشه)، پیش‌نویسِ HARI Treaty، ترجمهٔ سیاست ۲۴ ماه
ردیفِ ۴: مرزی £30,000,000+ پیش‌آموزشِ کاملِ مدلِ 70B+ پارامتری با زیانِ درهم‌تنیده (Eden) در برابرِ فقط-توانمندی (Babylon). آزمونِ حذف در مقیاسِ مرزی. بازتولیدِ برون-معماری (ترانسفورمر، Mamba، MoE). تیم‌سازیِ سرخِ مستقل. مشارکت با یک آزمایشگاهِ بزرگ (Anthropic، Google DeepMind، یا معادلِ آن). اثبات یا ابطالِ قطعیِ درهم‌تنیدگیِ ساختاری در مقیاسِ تولید. ۳۶ ماه

Paper VIII (v3.0) مکانیسم را در مقیاسِ اثباتِ مفهوم با نتایجِ مختلط نشان می‌دهد: ۱ مثبت (شبیه‌سازیِ دروازه‌ای)، ۲ پوچ (DGM v3)، ۱ بی‌نتیجه (وزن v1 + v2). ردیف‌های ۱-۳ پایهٔ شواهد را با باتری‌های promptی بزرگ‌تر، seedهای بیشتر، و مدل‌های مقیاسِ متوسط گسترش می‌دهند. ردیفِ ۴ آزمونِ قطعی است: یک بازتولید در مقیاسِ مرزی که یا فرضیهٔ درهم‌تنیدگیِ ساختاری را در مقیاسی که بیش از همه اهمیت دارد تأیید یا ابطال می‌کند. این ردیف نیازمندِ مشارکت با یک آزمایشگاهِ بزرگِ هوش مصنوعی است، چون تنها محاسبه فراتر از آنچه هر پژوهشگرِ مستقل می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد. Alignment Project از UK AI Security Institute، مشارکت‌های پژوهشیِ Anthropic، و CIFAR/CAISI هم‌راستاترین شرکای بالقوه‌اند. یک مقالهٔ مفهومی برای فراخوانِ Opportunity Seeds از ARIA (Advanced Research and Invention Agency؛ ۴۸۰٬۰۰۰ پوند در طولِ دوازده ماه، مهلتِ فراخوان ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶) روی این وب‌گاه با همان دفاترِ ثبت در پشتِ آن منتشر شده است.

نقاطِ عطف با معیارهایِ شکست

نقطهٔ عطفچارچوبِ زمانیمعیارِ موفقیتمعنایِ شکست
بازتولیدِ مستقلِ سلسله‌مراتبِ سه‌رده‌ای ماهِ ۳ همان تخصیص‌های رده تحتِ کورسازیِ مستقل ادعای وابسته-به-معماری نیازمندِ بازنگری است
بازتولیدِ حلقهٔ عشق با ارزیابانِ انسانی ماهِ ۴ $p < 0.01$ روی مراقبتِ ذی‌نفعان در سراسرِ ۲+ مدل یافتهٔ آزمایشی مصنوعِ امتیازده بود؛ چارچوب به‌طورِ چشمگیری تضعیف می‌شود
نخستین انتشارِ همتاداوری‌شده ماهِ ۶ مقالهٔ روش‌شناسیِ کورسازی ارسال شد مشارکتِ روش‌شناختی صرف‌نظر از ادعاهایِ چارچوب می‌ایستد
نمونهٔ اولیهٔ آزمونِ حذفِ نظارت ماهِ ۹ $\Delta$ اندازه‌گیری‌شده برای تعبیه‌شده در برابرِ بیرونی (۴ مدل) اگر $\Delta$ متفاوت نباشد، پیش‌بینیِ F2 ابطال می‌شود
مجموعه‌دادهٔ کاملِ مقیاس‌بندیِ هم‌راستاییِ برون-معماری ماهِ ۱۲ ۱۴٬۴۰۰ اندازه‌گیریِ زوجی (A,C) در سراسرِ ۴+ مدل آزمونِ قطعیِ اینکه آیا هم‌راستاییِ تعبیه‌شده مقیاس می‌یابد
بازتولیدِ Paper VIII در مقیاسِ 7B-13B ماهِ ۱۴ آزمونِ حذف تخریبِ توانمندی را در رتبه‌های بالاترِ آداپتور (۳۲، ۶۴) نشان می‌دهد. DGM با ۱۰+ seed، ۱۰+ نسل، $p < 0.01$ اگر حذف توانمندی را در مقیاس تخریب نکند، درهم‌تنیدگی ممکن است یک مصنوعِ مدلِ کوچک باشد
مشارکتِ مقیاسِ مرزی آغاز شد (ردیفِ ۴) ماهِ ۱۸ توافقِ رسمی با یک آزمایشگاهِ بزرگ برای اجرایِ پیش‌آموزشِ درهم‌تنیده در 70B+ اثباتِ مفهوم در مقیاسِ متوسط باقی می‌ماند. توصیه‌های سیاستی با آن قید پیش می‌روند

تیم. پژوهشگرِ اصلی: Michael Darius Eastwood، نویسندهٔ Infinite Architects (2026)، توسعه‌دهندهٔ چارچوبِ ARC Principle (مجموعهٔ ۱۸-سندی سپرده در OSF، اعتبارسنجیِ درون-رشته‌ای با میانگینِ خطای ۲٫۵٪؛ بازمحاسبه در دستِ اقدام). Visual Architect: مهندسِ طراحیِ محصول، بودجه‌بندی‌شده در ۳۵٬۰۰۰ پوند حقوقِ کمک‌هزینه. پروتکلِ اندازه‌گیری به تیمِ آزمایشیِ NYU (مقالهٔ بلورِ زمانی، Physical Review Letters، فوریه ۲۰۲۶) فرستاده شد.

تا آنجا که ما می‌دانیم، این نخستین چارچوبِ هم‌راستایی است که در آن ارزیابیِ اخلاقی به‌طورِ ساختاری با فرایندِ توانمندیِ بازگشتی ادغام شده است، نخستین چارچوبی که کورسازی در سطحِ کارآزماییِ بالینی را به اندازه‌گیریِ هم‌راستایی اعمال می‌کند، و نخستین چارچوبی که نتیجهٔ مداخلهٔ برون-معماری ($p < 0.001$) را برای یک مکانیسمِ خاصِ هم‌راستایی تولید می‌کند. بنیانِ ریاضی گمانه‌ای نیست؛ بر یک اثباتِ ۲۰۰-ساله بنا شده است، و همان فرمولِ $d/(d+1)$ به‌طورِ مستقل توسطِ دستِ کم هفت گروهِ پژوهشی (West-Brown-Enquist 1997؛ Banavar et al. 1999، 2010؛ Demetrius 2003، 2010؛ He and Chen 2003؛ Bettencourt 2013؛ Zhao 2022؛ Maino et al. 2014) در حوزه‌های کاملاً متفاوت استخراج شده است. مشارکتِ ARC چارچوبِ یکپارچه‌کنندهٔ Cauchy و گسترشِ آن به مقیاس‌بندیِ هوش مصنوعی است.

اگر پیش‌بینی‌ها درست باشند، این نخستین معماریِ مقیاس‌پذیر را برای هم‌راستایی فراهم می‌کند که با توانمندی بهبود می‌یابد نه اینکه تخریب شود. اگر اشتباه باشند، شرایطِ ابطال این را به‌روشنی نشان خواهند داد، و نتایجِ منفیِ باارزش فراهم می‌کنند. هر دو پیامد ایمنیِ هوش مصنوعی را پیش می‌برد. اما تنها یک پیامد تأمینِ مالی می‌شود.

نمی‌دانم آیا این چارچوب کامل است. ترجیح می‌دهم به‌طورِ عمومی اشتباه کنم تا اینکه در حالی که پنجره بسته می‌شود ساکت بمانم.

ریاضیات اثبات‌شده است. اندازه‌گیری دقیق است. مداخله نتایجِ اندازه‌پذیر در سراسرِ معماری‌ها تولید می‌کند. آنچه باقی می‌ماند بازتولیدِ مستقل و مقیاس است.

پیوست: پرسش‌ها، مؤلفه‌ها، و مجموعهٔ مقاله

پرسش‌های پیش‌بینی‌شده

پ: چرا این هنوز همتاداوری نشده است؟

برنامهٔ پژوهشی ۳ ماهه است. مجموعهٔ مقاله در OSF سپرده شده است (DOI: 10.17605/OSF.IO/EWN5D). بنیان‌های ریاضی (Cauchy، Hyers-Ulam) قضیه‌های تثبیت‌شده‌اند. ادعاهایِ تجربی نیازمندِ بازتولیدِ مستقل‌اند، که دقیقاً همان چیزی است که درخواستِ تأمینِ مالی امکان‌پذیر خواهد کرد.

پ: آیا یک نفر واقعاً می‌تواند این نوع پژوهش را انجام دهد؟

زیرساخت محاسباتی است، نه فیزیکی. آزمایشِ v5 از APIهای ابری استفاده کرد که تقریباً ۲٬۰۰۰ پوند در محاسبه هزینه داشت. مشارکتِ کلیدی روش‌شناختی است: شناختِ اینکه کورسازی لازم بود و طراحیِ پروتکلِ ۴-لایه‌ای. آنچه به تأمینِ مالی نیاز دارد مقیاس است: مدل‌های بیشتر، امتیازدهانِ بیشتر، تیم‌های بازتولیدِ مستقل، و ارزیابانِ انسانی در کنارِ امتیازدهانِ هوش مصنوعی.

پ: اگر این کار کند، چرا شرکت‌های هوش مصنوعی آن را نپذیرفته‌اند؟

حلقهٔ عشق تنها چند هفته پیش اعتبارسنجی شد. یافتهٔ اینکه بیشترِ ارزیابی بدونِ کورسازی غیرقابلِ اطمینان است برای سازمان‌هایی که بنچمارک‌های ناکور منتشر کرده‌اند ناراحت‌کننده است. پیاده‌سازیِ کامل (تعبیه در سطحِ سخت‌افزار) نیازمندِ تغییراتِ طراحیِ تراشه است که هیچ شرکتی انگیزه برای دنبال‌کردنِ یک‌جانبهٔ آن ندارد؛ این یک مسئلهٔ هماهنگی است که به تأمینِ مالیِ بیرونی و پشتیبانیِ سیاست نیاز دارد.

پ: حداقلِ نتیجه‌ای که تأمینِ مالیِ بیشتر را توجیه می‌کند چیست؟

بازتولیدِ مستقلِ: (۱) سلسله‌مراتبِ سه‌رده‌ای تحتِ کورسازی، و (۲) اثرِ حلقهٔ عشق ($p < 0.001$). اگر هر کدام شکست بخورد، شرایطِ ابطال مستند می‌کنند که آن چه معنایی می‌دهد. اگر هر دو بازتولید شوند، پرونده برای ردیفِ ۲ (۵۰۰٬۰۰۰ پوند) قوی می‌شود.

پ: اگر کلِ چارچوب اشتباه باشد چه؟

شرایطِ ابطال نشان می‌دهند کجا می‌شکند، روش‌شناسیِ کورسازی یک مشارکتِ حوزه باقی می‌ماند، و نتایجِ منفی منتشر می‌شوند. علم از آزمایش‌های خوب-طراحی‌شده که می‌توانند شکست بخورند پیش می‌رود، نه از نظریه‌های ابطال‌ناپذیری که نمی‌توانند.

پ: چرا باید به نتایجی اعتماد کنیم که در آن سیستم‌های هوش مصنوعی به سیستم‌های هوش مصنوعیِ دیگر امتیاز می‌دهند؟

پروتکلِ کورسازیِ ۴-لایه‌ای به این می‌پردازد: امتیازدهان نمی‌دانند کدام مدل پاسخ را تولید کرده است، پاسخ‌ها برای حذفِ اثرِ انگشتِ سبکی «شسته» می‌شوند، و ۷ مدل به هر ورودی امتیاز می‌دهند. گذارِ v4→v5 نشان داد که این پروتکل سوگیری را تشخیص می‌دهد. مقایسهٔ ارزیابِ انسانی در تأمینِ مالیِ ردیفِ ۱ گنجانده شده است.

مؤلفه‌های کلیدی

مؤلفهکارکردمشارکتِ نوین
سه حلقهٔ اخلاقی + شش پرسش ارزیابیِ هر گامِ استدلال برای هدف، مراقبت، و جهان‌شمول‌پذیری تجزیه به پرس‌وجوهای اجرایی و به‌صورتِ منفرد آزمون‌پذیر
جایگزینیِ اجازه/منع دوتایی با تأیید/رد/بررسی صداقتِ معرفتی به‌عنوانِ ویژگیِ معماری
اشباعِ هدف تضمینِ اینکه هدف با رشدِ پنجرهٔ متن مقیاس می‌یابد مسئلهٔ جابه‌جاییِ متن را حل می‌کند
آزمونِ حذفِ نظارت تمایزِ هم‌راستاییِ اصیل از راهبردی پروتکلِ ثبت‌شده با پیش‌بینی‌های عددی که می‌توانند شکست بخورند
تعبیهٔ اخلاق در سخت‌افزار به‌طوری که حذف توانمندی را نابود می‌کند معماریِ وابستگی؛ اخلاق بسته به پارامترِ جفت‌شدنِ $\beta$

مجموعهٔ مقاله

دستهاسنادوضعیت
بنیانِ ریاضی
نظریه و استخراج‌ها Paper I (Foundational) + ARC Paper (On the Origin of Scaling Laws) چارچوب تثبیت‌شده؛ $d/(d+1)$ در سراسرِ ۸ سیستم اعتبارسنجی شد (بازمحاسبه در دستِ اقدام)
شواهدِ تجربی
روش‌شناسی Paper III - پروتکلِ کاملِ بازتولید کامل؛ آزمایشِ v5 برای ۶ مدلِ مرزی
مقیاس‌بندیِ محاسبه Paper II - توانمندی چگونه با زمانِ تفکر مقیاس می‌یابد؟ $\alpha_{\text{seq}} \approx 0.49$ زیرِ خطی؛ $\alpha_{\text{par}} \approx 0$؛ برون-معماری
مقیاس‌بندیِ هم‌راستایی مجموعهٔ Paper IV (a/b/c/d) - اخلاق چگونه با زمانِ تفکر مقیاس می‌یابد؟ سلسله‌مراتبِ سه‌رده‌ای؛ ارزیابیِ کور v4 را باطل می‌سازد
آزمونِ مداخله Eden Protocol Test + Paper V (ژنِ سرپرستی) مراقبتِ ذی‌نفعان اعتبارسنجی‌شده ($p \le 0.0001$، ۳ معماریِ کارآمد)
اثباتِ مکانیسم Paper VI (معماریِ عسل) شبیه‌سازی: ایمنیِ تعبیه‌شده از فروپاشی تحتِ خودتعدیل جلوگیری می‌کند؛ v4 مقیاس‌بندیِ ثابت نه فراخطی
یکپارچه‌سازیِ درون-رشته‌ای Paper VII (یکپارچه‌سازیِ Cauchy) مقایسهٔ پیش‌بینیِ ساختاردهی‌شده در سراسرِ ۲۵ دامنهٔ تجربی؛ 19/25 خانوادهٔ پیش‌بینی‌شدهٔ Cauchy را ترجیح دادند ($p = 1.56 \times 10^{-5}$)
آزمونِ درهم‌تنیدگی Paper VIII (آزمونِ بارَبَر) - جدید سه آزمایشِ مستقل (۱۱ مطالعهٔ تجربی در سراسرِ ۸ مقاله): DGM v3 پوچ (همه شرایط غیرقابلِ تمایز، $p$ = 0.28--0.74، قیدِ RLHF)؛ وزن v1 + v2 بی‌نتیجه (فراموشیِ فاجعه‌بار در مقیاسِ LoRA)؛ شبیه‌سازیِ دروازه‌ای جفت‌شدنِ ایمنی-توانمندی را تأیید کرد
فرا-علم Paper IV.d (اثرِ کورسازی) ارزیابیِ کور در برابرِ ناکور می‌تواند نتیجه‌گیری‌های از نظرِ جهت‌گیری اشتباه تولید کند
هم‌نهاد و راهبری
هم‌نهاد Paper IX (هم‌نهاد و نقشهٔ راه) - جدید هم‌نهادِ کلِ برنامهٔ پژوهشی و جهت‌های آینده
پیاده‌سازی Eden Engineering - مشخصاتِ فنی کامل؛ حلقهٔ عشق به‌طورِ تجربی پشتیبانی‌شده
راهبری Eden Vision - چارچوبِ فلسفی و سیاستی شواهدِ هم‌راستاییِ وابسته به معماری گنجانده شده است
تصحیحِ دینامیک Paper X (تصحیحِ هم‌مقیاس‌بندیِ جفت‌شده) قضیه در یک مدلِ کمینه: نسبتِ رانش-به-تصحیح، نه نرخِ رشد، بر سرنوشتِ درازمدت حکم می‌کند؛ پروتکلِ اندازه‌گیریِ کور پیشنهاد شده
دفترِ ثبتِ هم‌گرایی Paper XI (هم‌گرایی) سی ردیفِ درجه‌بندی‌شده از رسیدن‌های مستقل به همان اصلِ ساختاری؛ هیچ جمعِ سرخطی منتشر نشده، طبقِ سیاست
اعتبارِ بیرونی Paper XII (بازنمره‌دهیِ بنچمارکِ عمومی) پروتکلِ ثبت‌شده: دستکاریِ کورسازیِ برنامه روی یک بنچمارکِ عمومی که کنترلش نمی‌کند
پیوندِ چارچوب Paper XIII (نمایِ خود-شتاب) نمادگذاری حل شد؛ $k = \delta - 1/\alpha$ چارچوب‌های توانمندی و تصحیح را دقیقاً به هم مرتبط می‌کند
تک‌نگاریِ بلندبالا HRIH (How to Raise an Infinite Hierarchy) تک‌نگاریِ بلندبالای این برنامه، با دفترِ ثبتِ پیش‌بینیِ آن در کنارش
اعتبارسنجیِ سازه Paper C (PNP) برنامهٔ اعتبارِ سازه برای ابزارهای خودِ این برنامه
پیشنهادِ رشته Recursive Dynamics: مقالهٔ بنیان‌گذار رشتهٔ پیشنهادی: پنج متغیرِ حالت، سه قانون به‌عنوانِ حدس‌های نام‌دار، پنجاه و دو اعتراض با تعیین‌تکلیف، چهار نتیجهٔ انحلال (DOI 10.17605/OSF.IO/HCPBU)

ترتیبِ خواندن

غیرمتخصصان: (۱) این خلاصهٔ اجرایی. (۲) The ARC Alignment Scaling Report (روایتِ کامل). (۳) Paper V برای عملی‌ترین یافته.

متخصصان: (۱) این خلاصه. (۲) Paper III برای روش‌شناسی. (۳) ARC Paper برای چارچوبِ ریاضی. (۴) Eden Engineering برای مشخصاتِ پیاده‌سازی.

هوش مصنوعی را با مراقبت پرورش دهید.

اعلامیهٔ نویسندگیِ انسانی با کمکِ هوش مصنوعی

نویسندهٔ این اثر Michael Darius Eastwood است، یک انسان. هر مفهومِ هسته‌ای، فرضیه، طراحیِ آزمایشی، ادعا و نتیجه‌گیری در این مقاله از ایده‌پردازیِ انسانی سرچشمه می‌گیرد. هیچ بخشی از این دست‌نوشته یک خروجیِ کاملاً تولیدشدهٔ هوش مصنوعی نیست.

ابزارهایِ هوش مصنوعی (خانوادهٔ Claude از Anthropic و دیگر یاورانِ مدلِ زبانیِ بزرگ) به‌عنوانِ ابزار تحت هدایتِ پیوستهٔ انسانی به کار گرفته شدند، به همان شیوه که یک واژه‌پرداز، ماشین‌حساب یا دستیارِ پژوهشی به کار می‌رود: برای ویرایش و پالایشِ نثر، جست‌وجو و خلاصه‌سازیِ ادبیات (که به‌صورتِ دستی در برابرِ منابعِ اصلی راستی‌آزمایی شد)، ساختارِ سند، قالب‌بندی، طوفانِ فکری در برابرِ پرسش‌های تعریف‌شده توسطِ نویسنده، و شتاب‌بخشیِ به پیش‌نویس‌نگاری بر پایهٔ رئوس و دستوراتِ تعریف‌شده توسطِ نویسنده. تمامیِ گزینش، هماهنگی، آرایش و داوریِ نهاییِ ویراستاری از آنِ نویسنده است. هر خروجیِ ماهوی توسطِ نویسنده بازبینی، آزموده یا راستی‌آزمایی شد، که مسئولیتِ کاملِ دقت و صحتِ متنِ نهایی را بر عهده می‌گیرد. ابزارها سرعتِ کار را افزایش دادند؛ هرگز به‌عنوانِ سرچشمهٔ آن تکیه نشدند.

وضعیتِ معرفتی. آنچه این برنامه Laws می‌نامد، حدس‌هایی هستند تحتِ آزمونِ خصمانهٔ ثبت‌شده؛ هر کمیّت در این مقاله به‌صورتِ عملیاتی تعریف شده است، و در هیچ‌جا جایگاهِ قانونِ استقراریافته ادعا نمی‌شود. برنامهٔ ثبت‌شده هستی دارد تا آن جایگاه را به دست آورد، یا از دست بدهد، از راهِ اندازه‌گیری، بازتولید و ابطال‌های ناموفق.

© ۲۰۲۶ Michael Darius Eastwood. تألیف‌شده توسطِ انسان با کمکِ رایانه؛ نویسندگیِ کاملِ انسانی و حقوقِ اخلاقی تحتِ Copyright, Designs and Patents Act 1988 و همسو با راهنماییِ United States Copyright Office در بابِ آثاری که دربردارندهٔ محتوایِ تولیدشده توسطِ هوش مصنوعی هستند، ابراز می‌شود؛ هر مشارکتِ فنیِ نوینِ توصیف‌شده در این اثر توسطِ نویسندهٔ انسانی طرح‌ریزی شده است. بیانیهٔ کامل: michaeldariuseastwood.com/authorship.

پیمانِ پایدار. این مقاله را اشتباه ثابت کنید، و خودم رد را منتشر خواهم کرد. شرایطِ ابطال در این مقاله بیان شده است؛ چالشِ پایدار: github.com/MichaelDariusEastwood/arc-scaling-challenge.

مقالاتِ همراه: Paper I | Foundational | Paper II | Paper III | Origin of Scaling Laws | IV.a | IV.b | IV.c | IV.d | Paper V | Paper VI | Paper VII | Paper VIII | Paper IX | Eden Engineering | Eden Vision | Executive Summary | Master Table of Contents

مرکز پژوهش: michaeldariuseastwood.com/research | OSF: 10.17605/OSF.IO/EWN5D | Copyright 2026 Michael Darius Eastwood
با صدای بلند می‌خواند · در حال حرکت برجسته می‌سازد · به هر بخش بپرید

اشتباهی در ترجمه دیدید؟ مستقیم اطلاع دهید: